تبليغاتX
سیستانی و بلوچ برادرند
دل نوشته های کسی که از پدر سیستانی و از مادر بلوچ است
بنده وبلاگ دیگری هم با همین نام دارم که آدرس آن در ذیل نوشته شده است.که البته ورودی آن میهن بلاگ است.

http://mansistanihastam.mihanblog.com

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/04/25ساعت 15:2  توسط taha  | 

خدمت همه عزیزان سلام عرض میکنم

از اینکه چند روزی آپ نکردم معذرت میخواهم چون در ایران نبودم و امکانات فراهم نبود . انشا الله سعی میکنم بیشتر وقت بزارم .

دوستان زیادی به بنده لطف داشتند و با نظرات خود خیلی راهنمایی های خوبی کردند البته چند نفر از دوستان هم چه علنی و چه با ایمیل توهین های زیادی روا داشتند که اشکال ندارد هر چه از دوست رسد نیکوست

فقط یک مطلب مهم را قبلا نگفتم و اون اینکه من پدرم سیستانی و مادرم بلوچ میباشد و دو رگه هستم و به این اتفاق خجسته افتخار میکنم . انشا الله از فردا مطالب جدیدی که در سفر اخیرم به خارج کشور به دستم رسید برایتان مینوسم . فعلا ...

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/04/25ساعت 14:31  توسط taha  | 

انسان همان چیزی که بوده هست و دنیا همان محنت سرایی است که بوده.فقط چهره ها و برچسب ها عوض شده،اما بدبختی ادامه دارد. مساله بر سر این نیست که دنیا را عوض کنیم. دنیا چیزیش نیست:ما چیزمان میشود.سوال اصلی این است که چگونه ما عوض بشویم؟

چگونه خودم را عوض کنم؟ پرسشی مذهبی است.

چگونه دیگران را عوض کنیم؟ پرسشی سیاسی است

اما سیاستمدار خیال میکند که خودش عیبی ندارد، فی الواقع، او نمونه ای است که تمام دنیا باید به شکل او در آید

مسیح(ع) میفرماید:با دیگران کاری نکن که نمیخواهی با خودت بشود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/04/14ساعت 10:52  توسط taha  | 

طرف میره کارت پستال بخره به فروشنده میگه: آقا کارت پستالی که روش نوشته باشه تو تنها عشق منی دارید ؟ فروشنده : بله طرف میگه پس لطفا ۱۶ تا بدید.

خال بندی موش ها :

موش اولی: من با فنر تله موش تمرین وزنه برداری میکنم!

موش دومی: مزه عرق خوری من با مرگ موش هست!

موش سومی: همون موقع موبایلش زنگ میزنه و میگه باشه الان میام! دوستاش میگن کی بود؟ میگه بچه ها یه گربه آوردن میخواهیم ترتیبشو بدیم!

یه روز یه نفر کاغذی پیدا میکنه که روش یه شماره تلفن نوشته بود . زنگ میزنه به همون شماره و میگه: آقا من شماره تون رو پیدا کردم آدرس بدید بیارم خدمتتون!

زرقاوی میره جهنم اونجا بمب میزاره همه شهید میشن میرن بهشت !

فقط مواظب باشید یخ نکنید*

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/04/13ساعت 13:10  توسط taha  | 

نازم از ایران ، ننازد چون چو ایران هیچ جای

زین همه آزادگان پاک گوهر داشتن

ای خوشا کوروش که با منشور آزادی، نهاد

رسم ارباب مذاهب را برابر داشتن

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/04/12ساعت 13:37  توسط taha  | 

با توجه به اینکه بنده در خارج از کشور ساکن هستم و ماهیانه به ایران و یا زاهدان سفر میکنم ( بخاطر مسائل کاری) خیلی از خبرها را دیرتر متوجه میشم مثل این خبر : از ورود هیئت اعزامی اهل سنت زاهدان برای حضور در جلسه دینی خراسان جلوگیری شد !

پس از شنیدن خبر تا چند ساعت به فکر فرو رفتم و هر چه تلاش کردم که علتی برای آن پیدا کنم متاسفانه چیزی دستگیرم نشد و یاد خاطره ای افتادم که خیلی هم قدیمی نیست .

محرم سال ۱۳۸۳ که چند روزی در کویت اقامت داشتم شنیدم که شیعیان مقیم آنجا که اکثرا اهالی استان فارس و بوشهر میباشند از یک روحانی و چند مداح دعوت کرده اند که از ایران به کویت بیایند و مراسم عزاداری برگزار کنند و بنده هم با چند نفر از دوستان قرار شد که در آن جلسه شرکت کنیم . یک روز قبل از شروع مراسم بعضی از وهابیون مقیم آنجا با نفوذی که داشتند سعی کردند که جلوی برپایی این مراسم را بگیرند و از طریق یکی از روحانیون اهل سنت و بسیار با نفوذ تا حدودی در اجرای مراسم اختلال انداختند تا اینکه برگزارکنندگان مراسم از طریق مسئولین محلی جلوی اقدامات گروه وهابی را گرفتند و مراسم با نظارت غیر محسوس پلیس ( برای برقراری امنیت) به نحو احسن برگزار شد و پس از آن هم دیگر اینچنین مشکلی پیش نیامد البته گفته شد که در مراسم حرفهای تفرقه انگیزانه مطرح نشود . آنجا شیعه اقلیت بود و تسنن اکثریت و ما هم خارجی حساب میشدیم یعنی غریبه . اما در کشور ما که بلوچ ایرانی است و اتفاقا یکی از روحانیون اعزامی از مسجد مکی را بنده میشناسم و میدانم که ایشان رابطه بسیار خوبی با مسئولین دارد و در خیلی جاها کمکهای خوب و مثمرالثمری نموده . پس باید پرسید که چرا ؟ مگر آنان اجنبی هستند ؟ یا جلسه آنان برای طرح توطئه بر علیه امنیت ملی بود ؟ اگر ما دم از حفظ وحدت میزنیم چرا در عمل وحدت خود را نشان نمیدهیم و آیا با این کارها باعث تحریک کسانی مثل عبد المالک نمیشویم و بهانه به دست آنان نمیدهیم؟ و جواب آن را هم باید مردم عادی در تاسوکی و دارزین بدهند آنهم با خونشان . اگر اهل سنت را مسلمان میدانیم که حتما اینگونه است ( اگر نبود که از ملت فلسطین پشتیبانی نمیکردیم) چرا به مقدسات آنها احترام نمیگذاریم؟

اگر کسی به مقدسات ما توهین کند . برای آن ارزشی قائل نشود ولو اینکه در آنسوی دنیا باشد آیا ما ساکت مینشینیم یا عکس العمل نشان میدهیم ؟ پس کمی انصاف داشته باشیم و تعصبات قرون وسطایی را کنار بگذاریم . آقایون ما در سال ۲۰۰۶ هستیم . وقت آن فرا رسیده که دین را از سیاست جدا کنیم . نه اینکه به دین توجه ای نداشته باشیم بلکه ارزش دین بیشتر از اینهاست که قاطی بازی کثیف سیاست بشود . ما با این کارها به مذهب شیعه خدمت نمیکنیم بلکه آنرا تضعیف میکنیم . بنده که در کشورهای سنی مذهب تردد دارم این را دارم حس میکنم . چرا ما برای خوش خدمتی به فلان کشور بیگانه اسم خیابان ها و میدان هایمان را به مبارز ملی آن کشور اختصاص میدهیم ولی مسلمانان اهل سنت برای برپایی مراسم دینی با ممانعت ما مواجه میشوند . و در خاتمه در همین شهر دوبی اصلی ترین بلوار و یا بزرگراه آن به نام مبارک حضرت علی(ع) مزین میباشد .! شهری که ۹۰ درصد آن سنی هستند.

خداوند وجدان خفته همه را بیدار کند  انشا الله

+ نوشته شده در  شنبه 1385/04/10ساعت 12:30  توسط taha  | 

امروز که در حال جست و جو در سایت های مختلف بودم چشمم به چند وبلاگ افتاد که واقعا بویی از شیعه بودن و مسلمانی نبرده اند و به نظر من از مشرکین هم بدتر هستند چرا که قضاوت بدون سند درباره کسی گناهی بس عظیم است و انسان هیچ وقت نباید نیمه خالی لیوان را ببیند .بهر حال با آرزوی اینکه خداوند همه و بخصوص مدیران وبلاگهای مورد نظر را به راه راست هدایت کند آدرس وبلاگ آنان را در ذیل درج میکنم .

www.33pol.blogsky.com

www.shia110.persianblog.com

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/04/07ساعت 14:23  توسط taha  | 

با سلام خدمت همه هم استانیهای عزیز

هدف از راه اندازی این وبلاگ ِ تلاش برای وحدت هر چه بیشتر مردم استان میباشد و این را هم اضافه کنم که بنده هیچ تجربه ای در زمینه وبلاگ نویسی ندارم و از همه عزیزانی که در این زمینه تخصص و تجربه ای دارند خواهشمندم که بنده را راهنمایی کنند .

ایده و عقاید بنده در مورد شرایط فعلی جامعه این است که همه ادیان و مذاهب مورد احترام هستند و هیچ کسی حق ندارد به مذاهب دیگر و اقلیتهای دینی توهین کند و از شرایط فعلی استان که تشیع را بر تسنن و سیستانی را بر بلوچ ترجیح میدهند بسیار ناراضی میباشم و نظر بنده این است که چون در استان ما بافت جمعیتی از دو قشر شیعه و سنی و یا سیستانی و بلوچ تشکیل شده است پس مدیریت ها هم بایستی بر اساس شایسته سالاری بین این دو گروه تقسیم شود.

در جهان امروز که دنیای ما به سمت تشکیل دهکده جهانی پیش میرود و کشورها در حال برداشتن مرزهای خود هستند واقعا شرم آور است که میزان برتری بین دو نفر مذهب و یا قومیت خاصی باشد . بنده بسیار سراغ دارم شیعیانی را که دم از حضرت علی(ع) میزنند و بزرگترین جنایتها را مرتکب میشوند و مال مردم میخورند و... از طرفی دوستانی دارم که ارمنی هستند و آنقدر پایبند ارزشها هستند که ما حتی به فکرمان هم خطور نمیکند که آنان اینقدر معتقد باشند. بنده افتخار آشنایی و دوستی دیرینه با مرحوم مولوی قمرالدین ملازهی دارم و درس هایی که از ایشان گرفتم در طول زندگی راهگشای من بوده و هست . ایشان نه تنها به مذهب تشیع توهینی نکردند بلکه ناگفته هایی از مذهبم را برایم روشن کردند . ولی با کمال تاسف روحانیون شیعه ای هستند که علاوه بر توهین به اهل سنت درصدد شیعه کردن آنان نیز هستند .اگر ما خیلی مقید هستیم برویم و جلوی فعالیت گروههای ضد دین و مرتد را بگیریم که در حال فعالیت بر علیه اسلام هستند و جوانان مسلمان را به بیخدایی تشویق میکنند. نه اینکه به عزیزان اهل سنت و دیگر مذاهب توهین و مذهب خود را بر آنها ترجیح بدهیم .

از شما عزیزان خواهشمندم که با نظرات خود بنده را یاری فرمائید .

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/04/06ساعت 14:21  توسط taha  |