تبليغاتX
سیستانی و بلوچ برادرند
دل نوشته های کسی که از پدر سیستانی و از مادر بلوچ است
از همه بازدید کنندگان عزیز خواهش میکنم به سوالات پاسخ بدهند . برای من خیلی مهم است. باتشکر
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/05/26ساعت 16:43  توسط taha  | 

به نظر شما

وحدت و اتفاق نظر بین شیعه و سنی قبل از انقلاب چگونه بود ؟

وحدت و اتفاق نظر بین شیعه و سنی بعد از انقلاب چگونه است؟

آیا وجود هفته ای بنام (  هفته وحدت ) لازم است ؟

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/05/22ساعت 10:57  توسط taha  | 

بسیار کار آسانی است که خودمان را در نظر مردم بالا ببریم، اما بسیار سخت تر است که خودمان را به سمت خدا بالا بکشیم.

کسی که سعی در بالا بردن خود در چشم مردم کند، مسلما از چشم خداوند می افتدو این بخاطر آن است که درونش دقیقا با آنچه بیرونش نشان میدهد فرق دارد. وقتی که انسان قادر به نفوذ در درونی ترین نقطه وجودش نباشد در خود فریبی سقوط خواهد کرد. خودش ممکن است به آن واقف نباشد، ولی چه بسا بصیرت درونی اش بتواند اعماق وجودش را بشکافد.

پس عزیزان من سعی کنیم در نظر خدا خوب جلوه کنیم و اعمال نیک داشته باشیم. شیعه و سنی و مسیحی و یهودی و ... بزیر یک خاک میروند و فانی هستند اما اعمالشان برای همیشه ماندگار است. بیائید انسان باشیم و انسانها را دوست داشته باشیم و تقوی پیشه کنیم. اصل این است که آدم خوبی باشیم نه شیعه خوب یا سنی خوب.همیشه به این فکر کنیم که کسی هست که از ما بازخواست کند و آنروز هیچ کسی نمیتواند برای ما کاری بکندو فقط اعمال ما دادرس هستند. قبل از همه چیز ما انسان هستیم و مخلوق خداوند و خداوند همه مخلوقات خود را دوست دارد حتی یک پشه بی ارزش را چون خود خدا او را خلق کرده. چطور است که ما اگر برای فرزندمان اتفاقی بیافتد و او را از دست بدهیم برایش ناراحت میشویم . پس خداوند هم اینگونه است و برای خداوند متعال شیعه و سنی فرقی نمیکند فقط اعمالی که در دنیا انجام داده را نگاه میکند. حال باز هم بگوئیم شیعه از سنی مسلمانتر است و سنی از شیعه مسلمانتر. شما را بخدا گول سیاستهای یک عده از خدا بیخبر را نخورید که با درست کردن سند و حدیث سعی دارند بین ما تفرقه بیاندازند و حکومت کنند.

+ نوشته شده در  شنبه 1385/05/21ساعت 16:9  توسط taha  | 

دوستان و هموطنان عزیز

بنده حقیر هدف از راه اندازی این وبلاگ را تلاش برای وحدت و تقریب هر چه بیشتر شیعه و سنی اعلام نموده و از همه هموطنان درخواست و استدعای یاری نمودم و اگر انصاف را در نظر بگیریم تا امروز استقبال برادران اهل سنت بیشتر بوده و خیلی از این عزیزان بنده را مورد لطف خویش قرار داده و حتی وبلاگ من را پیوند دادند. با سپاس از همه این دوستان . خواهش من از عزیزان سیستانی این است که همچون برادران بلوچ به بنده منت بگذارند و نظرات خود را اعلام کنند تا بتوانیم روز بروز از وجود همدیگر در راه خیر و صلاح میهن استفاده کنیم .

و به کسانی که ادعا دارند که چون مذهب مملکت شیعه است و دیگر مذاهب در تصمیم گیری نباید نقش داشته باشند باید بگویم که سخت در اشتباهند چون تخصص و سواد افراد ربطی به دین و مذهب و نژاد ندارد بطور مثال آیا تخصص یک پزشک اهل سنت ( دکتر اریش ) با یک پزشک شیعه ( دکتر شهریاری ) فرق دارد . پس ما میتوانیم با کنار گذاشتن این اختلافات (که زائیده یک عده مزدور است و در تلاشند که تفرقه ایجاد کنند )در کنار هم میهنی آباد داشته باشیم و روزی موفق هستیم که دین را از سیاست جدا کنیم . نه اینکه از دین دست بکشیم بلکه ارزش دین بالاتر از اینهاست که قاطی بازی کثیف سیاست بشود و اگر آنروز برسد شاهد پیشرفت همه جانبه مملکت میشویم .

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/05/16ساعت 15:22  توسط taha  | 

(( هتومنت هیرمند)) نخستین نام ماندگار در حافظه تاریخی ایران زمین از یازدهمین سرزمین نیکوی هست شده از اراده اهورا مزداست که دارای رسالتی تاریخی برای بهروزی و سرافرازی ایرانیان در هزاره پایانی عمر گیتی است.

در جاری زمان و در فراز و فرودهای تاریخی نام های زرنکا ، سکستان ، سجستان ، سیستان و نیمروز را به خود دیده است. در فرهنگ ایران زمین ، سیستان سرزمین حجت است و دلیل استوار تداوم و جاودانگی ایرانیان ٬ بر همین باور ریشه های هویت ملی ما از هیرمند فره مند و هامون و رجاوند تازگی و طراوت ابدی می یابند .

در پست بعدی برخی از شاخصه های بنیادین در شکل گیری هویت فرهنگی و تاریخی ما که ریشه در سیستان دارند را بیان خواهم کرد . ضمنا اطلاعات کاملی نیز از فرهنگ تاریخی بلوچستان دارم که پس از این حتما در وبلاگم خواهم نوشت و عزیزانی که اطلاعات کامل تری دارند خواهش میکنم که در اختیارم بگذارند تا با نام خودشان درج کنم.

به امید وحدت بیش از پیش سنی و شیعه و رسیدن به روزهای خوش با هم بودن .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/05/09ساعت 14:13  توسط taha  | 

امروز شعری بسیار زیبا و جذاب از آقای محمد نور طاهری شاعر سراوانی دیدم که حیفم آمد ننویسم :

بلوچستان و سیستان یار بودند  *  زمانی بهترین غمخوار بودند

نه خصمی در میان بود و نه کینی*  نه ظلمی بود، نی ظلم آفرینی

به هر جا و مکان الگوی بودند   *  چرا که همدل و هم خوی بودند

اگر سیستان به زیر بار میرفت * بلوچستان به دردش کار میرفت

بلوچستان اگر رنجور میشد * همین سیستان دو چشمش کور میشد

چنان با همدگر غمخوار بودند * که خار دیده اغیار بودند

چو درهای تردد باز گردید * خصومت بین شان آغاز گردید

نزاع و دشمنی آمد به میدان * به هم زد وحدت دیرین استان

چنان از هم دگر بیزار گشتند *  که ظالم تر ز هر اغیار گشتند

بیا تا بار دیگر یار گردیم  * برای همدگر غمخوار گردیم

اجانب را ز میدان دور سازیم * دو چشم خصم و کین را کور سازیم

با سپاس از این هم استانی عزیز و به امید روزی که دوباره سیستانی و بلوچ با هم برادر باشند چرا که بیشتر از همه کسانی مثل من که دو رگه ( زابلی و بلوچ) هستند زجر میکشند و امیدوارند که روزهای خوش دوستی باز گردد. انشا الله

شعر فوق از وبلاگ ذیل اقتباس شده است      http://balochacademist.blogfa.com

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 1385/05/07ساعت 16:0  توسط taha  | 

توی این چند روزی که اومدم ایران، خوشبختانه وقت بیکاری زیاد داشتم و برای همین چند روز وقت گذاشتم و انواع سایت ها و وبلاگ های مربوط به مذاهب مختلف را بازدید کردم و متاسفانه چیزی که بسیار جلب نظر میکند جبهه گیری تشیع و تسنن بر علیه همدیگر است . البته سایتهایی درباره یهودیت ،مسیحیت و حتی بهائیت وجود دارد که نه به مذهب خاصی توهین میکنند و نه خود را از دیگر مذاهب برتر میدانند . فقط خصوصیات مذهبیشان را عنوان میکنند وبس. اما با کمال تاسف بعضی سایتهای تشیع(بخوانید متعصب تشیع) با هتاکی و افترا به مذهب تسنن سعی دارند خود را بر حق بدانند و از طرف دیگر بعضی سایتهای متعصب اهل سنت هم به مذهب تشیع تهمت و توهین میکنند و ادعا دارند که آنان مسلمانترند و اما نظر من :

بنده با اینکه شیعه هستم( از پدر شیعه و از مادر سنی) و به مذهبم افتخار میکنم اما کورکورانه و با تعصب افراطی همه حرفها و اقوال را قبول نمیکنم چون خوشبختانه مستندات و کتابهای بسیار قدیمی در اختیار دارم که همه زوایای مکتب تشیع را بطور احسن و جامع مورد بررسی قرار داده و اگر آنها را با کتابهای امروزی و چاپ بعد از انقلاب مقایسه کنیم به این نتیجه میرسیم که((خیلی از نویسندگان و روحانیون امروزی)) بیشتر از مشرکین و کفار به مکتب تشیع ظلم کردند.

کتابی با عنوان * عایشه بعد از پیامبر* نوشته ذبیح الله منصوری را میخواندم که علاقه پیامبر به ام المومنین عایشه را بیان میکرد و در همان کتاب از خدمات حضرت عمر به اسلام و همچنین علاقه خاص پیامبر به ایشان مطالبی نوشته بود که بسیار جالب و عبرت انگیز بود و جالب تر اینکه رابطه دوستانه و برادرانه حضرت علی با حضرت عمر و علاقه آن دو بزرگوار به هم را بسیار جامع و کامل تحریر کرده بود و حال سوال این است که مگر میشود شخصی که آنقدر مورد علاقه پیامبر بوده و چه خدماتی به اسلام ارائه داده و حتی به ما ایرانیان ( چون اسلام را ایشان به ایران آوردند) خدمت بزرگی نموده آیا میشود که به فرزند رسول الله( حضرت زهرا) ظلم و جفا کند و آیا مردم آن زمان میگذاشتند که این اتفاق رخ بدهد؟ و حال ما بجای قدردانی بیائیم مراسم عمر کشی برگزار کنیم و قبر ابولولو ( قاتل حضرت عمر) که تا چند سال پیش در اطراف کاشان مخروبه ای بود را به زیارتگاه تبدیل کنیم؟

عزیزان شیعه و سنی که این مطلب را میخوانید: ما در قرنی زندگی میکنیم که کشورها در حال برداشتن مرزهای خود هستند و به اصطلاح در حال تشکیل دهکده جهانی هستیم و پیشرفتهای زیادی در علم و صنعت صورت گرفته اما در ایران هنوز بر سر مسائل جزئی اختلاف عقیده وجود دارد . البته اختلاف عقاید و آرا طبیعی است اما به چه قیمتی؟ بر سر مسائلی که هزاران سال پیش اتفاق افتاده باشد یا نه ؟! به هم تهمت میزنیم، به حقوق هم تجاوز میکنیم و حتی خون هم را میریزیم . آیا نمیشود که هر کس عقیده اش را برای محیط خانه و خانواده خودش نگهدارد و در جامعه همه بصورت یک انسان کامل با هم ارتباط داشته باشیم؟ بعضی روحانیون ما آنقدر شتابزده و متعصبانه در جامعه جو سازی میکنند که آبروی مکتب تشیع را برده اند و خیلی ها را از مکتب شان بیزار کرده و زمینه تغییر دین شان را فراهم کرده اند . بنده کسانی را شخصا میشناسم و دیده ام که از اسلام روی گردان شده و مسیحی شده اند... آیا این گناه کبیره نیست؟ چرا بیخود و بیدلیل در باره ائمه معصومین از خودتان احادیث درست میکنید و به خورد مردم میدهید. در برخی مراسم عزاداری و روضه مداحان و وعاظ بگونه ای درباره ائمه صحبت میکنند که معصومیت آن عزیزان را زیر سئوال میبرد . در جایی برای اینکه ثابت کنند  به ائمه ظلم شده آنقدر آنان را خوار و حقیر جلوه میدهند که باعث سرخوردگی میشود و در جای دیگر آنها را (نعوذبالله) از خدا هم بالاتر و یا در حد خدا میدانند. اگر ما به تقدس ائمه و معصومین اعتقاد داریم یرای این است که آنان از خاندان پیامبرند و پیش خدا عزیز هستند و ما به واسطه آنها که محبوب خدا هستند از *خدا* طلب گشایش در کارها میکنیم ولی الان طوری وانمود کرده اندکه مردم از خود ایشان التماس و درخواست دارند و نقش واسطه بودن آنان بین ما و خدا را فراموش کرده اند.     دوستان عزیز : بعضی با این حرفها دل رسول الله را بدرد می آورند و زمینه تحقیر معصومین را فراهم میکنند. اگر حضرت علی(ع) فاتح خیبر و اسد الله بوده که هست پس چرا اجازه دادند که جلوی ایشان به همسرش ظلم کنند و درب خانه اش را آتش بزنند !؟ آیا به عقل و منطق جور می آید که یک پهلوان و یا حتی یک انسان معمولی شاهد هتک حرمت حریم خانه اش باشد و دم بر نیاورد؟

دیگر دروغ گویی و مخفی کاری بس است تا کی و به چه قیمتی میخواهید با سو استفاده از تعصب مذهبی و دینی مردم به آنان حکومت کنید . ایا برای بقاء حکومت باید دست به هر عملی زد ؟ ولو اینکه تضعیف مکتب تشیع باشد !؟    الان که در حال نگارش این مطلب هستم در نقاط مختلف دنیا مسلمانان زیر ظلم و ستم متجاوزان و زور گویان ضد اسلام قرار دارند و آیا شما میدانید که نتیجه این تهاجمات و لشکر کشی ها چه میشود؟  پس گوش کنید:

اسرائیل برای دست پیدا کردن به آرمان * از نیل تا فرات* برنامه دراز مدت و جامعی را از مدتهای قبل شروع کرده که بدین شکل است

مرحله اول: طرح ریزی حادثه یازده سپتامبر برای ایجاد بهانه و حمله به افغانستان و عراق

مرحله دوم: حمله به افغانستان و سپس عراق

مرحله سوم: ایجاد اختلاف مذهبی در عراق به عاملیت زرقاوی و گروهش

مرحله چهارم: ایجاد اختلاف مذهبی در پاکستان و افغانستان به عاملیت بن لادن و گروهش

مرحله پنجم: ایجاد اختلاف مذهبی در ایران به عاملیت عبدالمالک ریگی و گروهش

مرحله ششم: ایجاد اختلاف نژادی در ایران مانند آذربایجان و خوزستان و کردستان

مرحله هفتم: حمله به لبنان

مرحله نهم : حمله به سوریه

مرحله دهم: حمله به کشورهای حامی ایران در آمریکای جنوبی

مرحله یازدهم: در طول اجرای مراحل فوق برنامه تضعیف مالی و استثمار بیش از پیش کشورهای مسلمان آفریقایی و فقیر بشدت ادامه دارد بطوریکه آنان دین خود را فراموش نموده و بدنبال سیر کردن شکم خود باشند

مرحله دوازدهم: تغییر حکومت کلیه کشورهای شیخ نشین حوزه خلیج فارس که البته در حال حاضر هم سر سپرده آنان هستند . و این مرحله در کمترین زمان ممکن صورت میگیرد.

مرحله نهایی: حمله به ایران

نتیجه : در 50 سال آینده از *اسلام* فقط یک اسم می ماند و دیگر هیچ ...!

پس برادران و خواهران و هم میهنان عزیز : بیائید با کنار گذاشتن اختلافات از دین مبین اسلام اسطوره سازی کرده وآنرا جاودانه کنیم و اگر اختلاف عقیده ای وجود دارد به این فکر کنیم که همه ما به خدا ؛ قران؛ آخرت و رسول الله ایمان داریم و این وجه مشترک ماست و دیگر موارد در حاشیه قرار دارد . اصل این است که همه ما رو به یک قبله نماز میخوانیم حال چه فرق میکند دست باز یا دست بسته . خلفای راشدین را قبول داریم یا ائمه را و ...

ضمنا از همه عزیزان خواهشمندم که درباره این پست حتما نظر بدهند چون برایم خیلی مهم است.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/05/05ساعت 13:35  توسط taha  | 

گیرم که من شکسته شوم((سیستان )) بجاست

در ((سیستان)) تهمتن کشورگشا بجاست

((ایران)) بجاست تا که بلند آسمان به جاست

یعقوب اگر نمانده نمویم به ماتمش

پاینده باد رایت ایران و پرچمش

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/05/03ساعت 16:2  توسط taha  |