تبليغاتX
سیستانی و بلوچ برادرند
دل نوشته های کسی که از پدر سیستانی و از مادر بلوچ است
با سلام خدمت همه عزیزان:

دوستان خوبم: امروز با یکی از هموطنان زرتشتی مقیم فرانسه دیداری داشتم و چندین ساعت با هم بحث کردیم ، عاملی که خیلی مرا مجذوب ایشان کرد ( اخلاق حسنه ) او بود.

او واقعا دروغ نمیگفت و خیلی مسائل را بیشتر از ما رعایت میکرد و به شوخی به او گفتم که بیا و شهادتین بگو و مسلمان بشو...! و او هم گفت که حسنات دین اسلام را میشناسم اما آیا شما مسلمانان به آنها احترام میگذارید ؟

البته اون لحظه به شوخی گذشت اما وقتی شب با خودم خلوت کردم واقعا به وضعیت خودمان تاسف خوردم...

عزیزان : ما مسلمین مدتی است که درگیر بحث های داخلی و اختلاف های شیعه و سنی هستیم و باقی قضایا............. اگر ما واقعا دقیق در قران تفکر کنیم و بطور خالصانه آنرا تفسیر کنیم میبینیم که دین رحمت یعنی همین . اما امروزه چه تفسیر هایی که از دین که نمیشود. آیا اگر ما به این نکته که خدا ، پیامبر و کتاب مان یکی است توجه کنیم خیلی از مسائل حل نمیشود.

بعد از انقلاب در ایران ، کسانی ! که بقایشان فقط سو استفاده از مذهب بود شروع به جعل حدیث و تفسیر متفاوت از قران نمودند و حرف هایی را مطرح کردند که هر انسان آزاد اندیشی را به حیرت وا میدارد. ولی ما باید بهوش باشیم که همه حکومت ها فانی هستند و همانطور که با زور سر کار آمدند همانگونه هم کنار میروند و فقط مردم میمانند و بس . در استان خودمان قبل از انقلاب همه اقشار در صلح و صفا زندگی میکردند ولی الان وضعیت چگونه است ؟ همین مزدوران بگونه ای عمل کردند که کاملا شیعه و سنی را بجان هم انداختند و خودشان حکومت میکنند. بخدا قسم که شیعه واقعی همانگونه که به پیامبر احترام میگذارد به اصحاب ایشان هم احترام میگذارد. ولی حدیث و سند درست کردند که حضرت عمر به حضرت فاطمه ظلم نموده... و یا خیلی مسائل از این دست.

در این چند سال حدیث های رنگارنگ درست کردند و به خورد مردم دادند حتی دانشگاه علوم حدیث راه اندازی کردند تا احادیث جدید درست کنند.

 

شما تا بحال فکر کرده اید که حرم شاه عبدالعظیم در ری از ۲۰ سال قبل تاکنون چقدر فرق کرده؟ شاه عبدالعظیم حسنی از یاران امام حسین بوده و الان حرمی برایش درست کردند که بیا و بنگر و جالب اینکه حدیثی هم از قول یکی از ائمه درست کردند که ( من زار عبدالعظیم حسنی به ری زار حسین به کربلا ) یعنی هر کس عبدالعظیم در ری را زیارت کند مثل زیارت امام حسین در کربلا است! ببینید که با این کارها اسم امام حسین را هم به بازی گرفتند.

پس دوستان فقط سعی کنیم انسان خوبی باشیم و نه مسلمان خوب چرا که امروزه در جهان انسانیت حرف اول را میزند و مذهب و دین جزو عقاید شخصی هر کسی هست که جای خود دارد. و اگر اختلاف بین شیعه و سنی بیشتر شود در آینده مشکلات زیادی گریبان همه ما را میگیرد. حکومت ها رفتنی هستند اما انسان ها میمانند و در استان ما فقط سیستانی و بلوچ میمانند با اعمالشان و اگر میبینید که امروز بعضی از زابلی ها و بلوچ ها سر سپرده شده اند ولی فردایی هم هست و آینده برای ما قضاوت میکند.

آیا اگر صدام که سنی بودبه شیعیان و مردم عراق ظلم کرد . پس بگوئیم که همه سنی های عراق بد هستند ؟ در حال حاضر مرجعیت آیت الله سیستانی مورد قبول همه شیعیان هست چرا که خودش را با سیاست آلوده نکرد و دوست دارم که نظرات و احکام ایشان را بخوانید. چون من خوانده ام و در هیچ کجا ندیدم که به عقاید اهل سنت توهین کند و یا زیر سوال ببرد و جالب اینکه ایشان هیچ کدام از مراجع مطرح ما را قبول ندارد. چون عقاید شان را متعصبانه میداند. و مردم عراق از شیعه و سنی ایشان را قبول دارند.

دوستان ، عزیزان ، برادران و خواهران : به هوش باشید و بروز فکر کنید. در پناه الله

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/08/29ساعت 20:52  توسط taha  | 

عزیزان و دوستان : چند روز پیش و پس از چندین سال یکی از دوستان هم دانشگاهی با من تماس تلفنی گرفت و بسیار خوشحالم کرد ولی هر چه بیشتر با هم صحبت میکردیم من بیشتر ناراحت میشدم چرا ؟

این دوستم زمانی که من فارغ التحصیل شدم اما او ادامه تحصیل داد و الان با مدرک دکترای فیزیک هسته ای در یکی از دانشگاههای نروژ در حال تدریس است. البته جای خوشحالی دارد که یک همشهری و یک دوست به این رتبه رسیده است اما وقتی شنیدم که چند سال پیش درخواست بازگشت به ایران داده بیشتر ناراحت شدم حال اصل ماجرا :

دوستم تعریف کرد که پس از اینکه از سفارت ایران با بازگشتش موافقت شد وی به یکی از دانشگاههای معتبر ایران مراجعه میکند و پس از تست و آزمایش مهارت علمی قرار شد که از فلان تاریخ مشغول تدریس شود. اما قبل از آن باید از نظر امنیتی و مکتبی ...! آزمایش شوید. و روز مصاحبه یک روحانی اول از همه به او میگوید که شما نماز بلدی ؟ روزه میگیری ؟ اگر مراسم دعای کمیل برگزار شود شرکت میکنی ؟ البته ناگفته نماند که دوست من آدم مقید و نماز خوانی هست.

او میگوید که با شنیدن اینها دنیا دور سرم چرخید و پیش خودم گفتم خدایا من چندین سال درس خواندم تا بازدهی داشته باشم و اگر نماز میخوانم یا نمیخوانم به خودم و آخرت خودم مریوط است . و از همانجا تصمیم میگیرد که برگردد و به همان غیر مسلمانان خدمت کند.

البته از این نمونه ها زیاد است اما در مملکت ما فقط چند چیز مهم است:

ریش داشته باشی، در ظاهر مقلد رهبر باشی ، اگر پرفسور هم باشی باید یک مرجع تقلید داشته باشی ! از مسئولین نظام رضایت کامل داشته باشی و حتما و حتما شیعه باشی......

پس بگذارید در همین قرون وسطی باقی بمانیم و عزت و اعتبار چند هزار ساله ایران را به باد دهیم و بعد هم بگوئیم که چرا جوانان و تحصیل کردگان از کشور گریزانند. تا زمانی که انسانیت به ریش و مذهب و .... باشد آدمیت بدرد نمیخورد. یا حق

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/08/18ساعت 20:13  توسط taha  | 

از همه دوستان و عزیزانی که مایل به تبادل لینک میباشند و در ضمن اهداف جدایی طلبانه و تفرقه انگیزانه نداشته باشند دعوت میشود تا ضمن اضافه نمودن لینک بنده اعلام نمایند تا بنده هم متعاقبا" آنان را لینک نمایم.

در پناه خداوند متعال پیروز و سربلند باشید و به اهدافتان برسید. ارادتمند شما طاها

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/08/07ساعت 22:27  توسط taha  | 

دوستان و عزیزان : انشاالله که در ماه مبارک رمضان خداوند به همه معرفت شناخت ذات احدش را عنایت کرده باشد.

روزهای اول که این وبلاگ را راه اندازی کردم به خودم گفتم که با این مشغله کاری آیا فرصتی برای وب نوشتن پیدا میشود ؟ و آیا میتوانم که حداکثر هر ماه به وبلاگم سر بزنم ؟ اما امروز که چندین ماه از آن ماجرا میگذرد بگونه ای به وبلاگ و دوستان وبلاگ نویس عادت کرده ام که حتی با وجود گرفتاری های زیاد باز هم به این کار مشغولم و تنها چیزی که مرا تشویق به ادامه میکند دلگرمی های دوستان است. هر روز که در دنیای مجازی وب و اینترنت جستجو میکنم و جوانان همشهری ام را میبینم که چگونه مشتاقانه و با غیرت و تعصب از شهر و دیارشان مینویسند بیش از پیش به ادامه را امیدوار میشوم و باور کنید وبلاگ وسیله ای شده تا درد دلم را برای کسانی که ندیدمشان اما گویا میشناسمشان بازگو کنم.

برادران و خواهران من : بنده بارها عقیده و هدفم را درباره راه اندازی این وبلاگ گفتم و نیازی به تکرار نمیبینم و توقع ندارم که با این دو کلمه ای که من مینویسم همه اختلافات بین شیعه و سنی تمام شود و آنان با هم برادر شوند. اما حداقل وجدانم از این کار راضی است. امروز جوانان بلوچ و زابلی در دانشگاههای مختلف ایران و جهان در حال تحصیلند و این برای همه ما افتخار است. پس امروز با اسلحه نمیتوان حرف زد بلکه علم و سواد و دانش حرف اول را میزند و این حرف من به معنای نفی مبارزه نیست چرا که بعضی از دوستان بلوچ میگویند که ما به مبارزه ادامه میدهید و عقیده من هم این است که هر انسان آزاد اندیشی اگر شرایط جامعه بر وفق مرادش نبود و به نوعی تحت ظلم و ستم قرار بگیرد ، باید مبارزه کند...

اما چگونه مبارزه ای ؟ من کاملا به آندسته از عزیزان بلوچی که میگویند آخرین راه مبارزه است موافقم . و عقیده دارم که تا احقاق حق اهل سنت و بلوچ باید مبارزه ادامه داشته باشد اما آیا با اسلحه میتوان به حق خود رسید ؟ آیا اگر چند انسان بیگناه و یا حتی نیروی نظامی و اسلحه بدست را بکشیم پس ما پیروزیم ؟ آیا در دنیای امروزی فقط همین راه برای رسیدن به کمال باقی مانده است و دیگر راهها بسته و بن بست است ؟

آیا مبارزه با یک رژیم که صاحب ارتش و نیروهای مختلف نظامی است به سر انجام میرسد؟ مطمئن هستم که جوابش را میدانید. پس چرا کار بیهوده انجام بدهیم...!؟ چرا با تحصیل علم و دانش و ارتقاء کمالات انسانی به مبارزه ایدئولوژیک بپا نخیزیم ؟

عزیزان من : امروز استان ما به سواد جوانان ما نیاز دارد چرا  آنان که با اسلحه مبارزه کردند  امروز هیچ نام و نشانی از آنها باقی نمانده ؟ شاید بگوئید که رژیم فعلی به اهل سنت و بلوچ موقعیت برای تحصیل نمیدهد . که واقعا هم اینگونه است. اما هر کاری با تلاش به سرانجام میرسد امروز اگر ۱۰۰ نفر جوان بلوچ تحصیلکرده داشته باشیم ، شاید دولت بتواند آنان را در منگنه قرار دهد. اما اگر این تعداد به هزاران نفر برسد چه ؟ آیا باز هم میتوانند اینکار را بکنند ؟ اگر عزیزان مولوی و ریش سفید به جوانان بگویند که دنبال قاچاق و مواد مخدر نروید و روزی تعداد قاچاقچیان به تعداد انگشتان دست برسد دیگر دولت نمیتواند به بلوچ برچسب قاچاقچی مواد مخدر بزند. پس مطمئن باشید که تنها راه احقاق حق فقط ارتقاء سواد است و بس...! و باز هم میگویم که من مبارزه را نفی نمیکنم. اما آنهم راه دارد

انشاالله روزی برسد که همه مردم کشور و استانم جایگاه واقعی خود را داشته باشند و اداره امور استان بدست جوانان بلوچ و زابلی باشد. اگر بخواهیم

آنروز خیلی هم دور نیست. انشاالله تعالی

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/08/07ساعت 22:5  توسط taha  |