یکی از نکاتی که در طول تاریخ اهمیت زیادی دارد، این است که چرا بعضی دولت ها کاری را می توانند بکنند، اما دولت ایران نمی تواند آن کار را بکند؟ دیروز آیت الله مکارم شیرازی پرسید: « تورم هفتاد درصدی ترکیه در سال های گذشته به هفت درصد رسیده است، چرا ما نمی توانیم تورم پانزده درصدی را به ده درصد کاهش دهیم؟» دلایل کاهش تورم در ترکیه و افزایش تورم در ایران به شرح زیر است:
اول: کسانی که در ترکیه تورم را کاهش می دهند، در ایران از دولت اخراج می شوند، و کسانی که در ایران عامل افزایش تورم هستند، در ترکیه به عنوان تروریست تحت تعقیب قرار دارند.
دوم: در ترکیه عقل حکومت می کند، در ایران عقل مجازات می شود.
سوم: در ترکیه ای که 60 درصد زنان روسری دارند، رئیس جمهور باید برای اینکه زنش روسری بگذارد، رفراندوم برگزار کند، در ایران در طول یک سال به 1.5 میلیون زنی که روسری شان کوچک است، پلیس تذکر می دهد.
چهارم: در ترکیه کسانی که مثل نهضت آزادی فکر می کنند، دولت را کنترل می کنند، در ایران کسانی که مثل نهضت آزادی فکر می کنند، توسط دولت کنترل می شوند.
پنجم: در ترکیه کسانی اقتصاد را اداره می کنند که در فرنگ درس خوانده اند و برای کار به ترکیه برگشته اند، در ایران کسانی که می توانند اقتصاد را اداره کنند، در ایران درس می خوانند و برای کار به فرنگ می روند.
ششم: در ایران اقتصاد دانان راه کاهش تورم را به دولت می گویند و دولت آنان را به همین دلیل از دانشگاه اخراج می کند، در ترکیه اقتصاد دانان راه کاهش تورم را به دولت ترکیه می گویند و دولت به آنها جایزه می دهد.
هفتم: در ترکیه دولت اگر تورم را کنترل نکند، برکنار می شود و دولتی سرکار می آید که تورم را کنترل کند. در ایران دولت اگر بتواند تورم را کنترل کند، مورد حمایت مردم قرار می گیرد، در نتیجه توسط حکومت برکنار می شود، و اگر دولتی مثل احمدی نژاد سرکار باشد که حکومت قبولش کند، قطعا توانایی کاهش تورم را ندارد.
هشتم: دولت ترکیه ده سال است برای کاهش مشکلاتش دنبال اروپا می دود تا با آن رابطه داشته باشد، در ایران دو سال است اروپا دنبال ایران می دود تا مشکلات ایران را حل کند و ایران از دست اروپا به طرف چین و روسیه فرار می کند.
نهم: دولت ترکیه به این دلیل می تواند تورم را کنترل کند، که به منافع ملی ترکیه فکر می کند، دولت ایران نمی تواند تورم را کنترل کند، چون به منافع ملی ونزوئلا و لبنان و عراق و فلسطین و سوریه فکر می کند.
دهم: در ترکیه کنونی ده درصد بودجه صرف حفظ حکومت و ارزش های حکومتی می شود، در ایران کنونی 70 درصد بودجه صرف حفظ حکومت و ارزشهای حکومتی می شود، به همین دلیل دولت ترکیه می تواند اقتصاد را اداره کند، اما دولت ایران نمی تواند اقتصاد را اداره کند.
یازدهم: در ترکیه دولت به این دلیل می تواند تورم را کنترل کند که می خواهد کنترل کند، چون اگر کنترل نکند، ملت توی سرش می زنند، اما در ایران دولت مجبور نیست تورم را کنترل کند، چون ملت نمی توانند توی سر دولت بزنند. بنا براین اگر دولتی تورم را در ایران کنترل کرد، لطف کرده و بزرگواری کرده، وگرنه دولت در ایران برای حفظ اسلام است.
دوازدهم: در ترکیه دولت به کسب رضایت مردم نیاز دارد تا بتواند خودش را حفظ کند، در ایران دولت نیازی به کسب رضایت مردم ندارد، چون اگر مردم رضایت نداشته باشند، می توانند مهاجرت کنند و بروند به کشوری که در آن تورم کمتر است.
سید ابراهیم نبوی
چند روز قبل در جایی خواندم که قرار است فیلمی بنام " تشییع در زنگبار " با همکاری ایران و کنیا تولید شود ! بسیار از این خبر خوشحال شدم و بیصبرانه پیگیر سناریو و داستان اصلی فیلم شدم و وقتی که به نتیجه رسیدم بسیار متحیر شدم و اما اصل خبر را با هم بخوانیم و با هم حیرت کنیم !
در سواحل " لامو " و بندر " مومباسا " سوابق مستندی از حضور ایرانی ها وجود دارد و دو تیره عمده از اقوام ایرانی در سالهای دور و بنا به دلایل خاص در آنجا سکونت داشتند : بلوچها و شیرازیها و این دو گروه ایرانی زمانی که در آنجا ساکن شدند بسیاری از فرهنگ و ادب خود را به مردم بومی آنجا منتقل کرده و باز هم بنا بدلایل نا معلوم ( البته از نظر من نامعلوم ) نتوانستند که در آن منطقه بصورت یک اکثریت تاثیر گذار حضور داشته باشند و به همین خاطر سعی کردند همان تعدادی که از بلوچستان ایران به آنجا مهاجرت کردند را گسترش داده و حداقل آداب و رسوم خود را حفظ کنند و اکنون با گذشت سالها از سکونت بلوچ ها و شیرازی های ایران در کشور کنیا ، مردم آنجا در جشن ها و مهمانی های رسمی و ملی خود از لباس بلوچی استفاده میکنند و حتی اندکی از غذاهای محلی هنوز در آنجا استفاده میشود و بعضی از کلمات بلوچی را در محاورات روزمره بکار میبرند
این خبر برای من بسیار خوشحال کننده بود چون میدانم که در آنسوی دنیا روزگاری از مردم کشورم حضور داشتند و گوشه ای اندک از اثرات آن مهاجرت هنوز باقی مانده و البته خواهش من از دست اندرکاران و سازندگان این فیلم این است که سعی کنید واقعیت موجود را نشان دهید چون احتمالا" فیلم شما مستند است و اگر شیرازی های شیعه در آنجا حضور داشتند بلوچ های سنی هم در کنارشان سالها برادرانه زندگی کردند و اسم فیلم " تشیع در زنگبار " تا حدودی این سوال را در ذهن پدید می آورد که آیا قرار نیست که اسمی از بلوچ ها در این فیلم آورده شود ؟ چون اسم فیلم چیز دیگری را داد میزند.
من خودم شیعه هستم اما دوست دارم که واقعیات مذاهب و اقوام کشورم را آنگونه که بوده و هست نمایش دهند و اگر اینگونه نشود پس نباید به سازندگان فیلم ۳۰۰ اعتراضی نمود چون آنها هم همانگونه که خواستند عمل کردند بر خلاف واقعیات .......
هنوز داستان مصيبت و بدبختيهاي اكستازي كه هزاران معتاد مفنگي روي دست خانوادهها گذاشت، به آخر نرسيده بود كه چند ماه قبل، سر و كله يك مخدر توهم زاي ديگر در بازار ايران و خصوصا در مناطق شرقي پيدا شد؛ مخدري كه اين بار در بستههاي شكيل با عكسهاي هنرپيشههاي خوشتيپ هندي و پاكستاني بهعنوان آدامس، پاستيل و پودرهايي با طعم نعنا و خوشبوكننده دهان وارد شده است.
اين آدامسهاي مخدر را خيلي راحت ميشود مثل سيگار از مغازهها خريد؛ به طوري كه خانوادههايي كه تفاوت اكس و استامينوفن را از هم نميفهميدند، عمرا بفهمند آدامسها و خوشبوكنندههاي پان چيست و تا به خودشان بيايند، آنچه نبايد بشود، اتفاق ميافتد.